گزارشی تازه نشان میدهد استفاده از هوش مصنوعی در نظام حقوقی آمریکا از مرحله آزمایشهای پراکنده فراتر رفته و اکنون به شکل یک «داور هوش مصنوعی» در حال آزمون است؛ سامانهای که برخی آن را به شوخی «JudgeGPT» مینامند و هدفش کمک به حل سریعتر و ارزانتر اختلافات است، نه جایگزینی کامل قاضی انسانی.
طبق این گزارش، «بریجت مککورمک»، رئیس پیشین دیوان عالی میشیگان و مدیر فعلی انجمن داوری آمریکا، هدایت پروژهای را بر عهده دارد که یک داور مبتنی بر هوش مصنوعی را برای پروندههای صرفاً مبتنی بر اسناد توسعه داده است. این سیستم که بر پایه مدلهای زبانی بزرگِ تجاری ساخته شده، ادعاها و مستندات دو طرف را دریافت میکند، خطوط اصلی دعوا را خلاصه میکند، جدول زمانی وقایع را میچیند و پیشنویس رأی را شامل اینکه کدام طرف باید برنده اعلام شود و چرا، تهیه میکند؛ با این حال در هر مرحله، از جمله صدور رأی نهایی، انسان در حلقه باقی میماند.
گزارش ورج توضیح میدهد که در سالهای اخیر، دادگاهها و وکلا هماکنون نیز از ابزارهای هوش مصنوعی برای کارهای اداری، جستوجوی متون و حتی تحلیل اولیه پروندهها استفاده میکنند؛ اما خطاها و «هالوسینیشن»های مدلهای زبانی، مانند ساختن احکام و سوابق جعلی، نگرانیهای جدی درباره اتکا به آنها در تصمیمگیریهای حساس ایجاد کرده است. پژوهشهای دانشگاهی نیز هشدار دادهاند که این ابزارها میتوانند سوگیریهای انسانی را بازتولید یا تشدید کنند و در نهایت به ضرر اقشار کمبرخوردار تمام شوند.
حامیان این فناوری میگویند اگر ابزارهایی مانند داور هوش مصنوعی بهدرستی طراحی و نظارت شوند، میتوانند بخش بزرگی از اختلافات ساده و مستندمحور را سریعتر و با هزینه کمتر حل کنند و زمان قضات و داوران را برای پروندههای پیچیدهتر آزاد سازند. برای کسبوکارهای کوچک، که هزینه مشاوره حقوقی برای آنها سنگین است، چنین سامانههایی میتوانند دسترسی به عدالت را افزایش دهند. در همین فضا، استفاده از سرویسهای آنلاین برای کار با مدلهای زبانی و ابزارهای مشابه نیز رو به گسترش است و بسیاری از کاربران ایرانی برای بهرهبرداری شخصی یا حرفهای به سراغ خرید اکانت های هوشمصنوعی میروند تا بتوانند بهصورت امنتر و پایدارتر از این سرویسها استفاده کنند.
با این حال، منتقدان یادآور میشوند که شفافنبودن نحوه کار مدلها، احتمال خطا در تفسیر متون حقوقی و ریسک از بین رفتن اعتماد عمومی، موانع مهمی در مسیر گسترش «قاضیهای هوش مصنوعی» هستند. حتی در نمونههایی که قاضیان از چتباتها برای درک بهتر معنای واژگان در پروندهها کمک گرفتهاند، پژوهشگران هشدار دادهاند که مدلهای زبانی لزوماً بازتابدهنده «معنای متعارف» در جامعه نیستند و ممکن است تحت تأثیر دادهها و تنظیمات خاص خود دچار سوگیری شوند.
با توجه به علاقه فزاینده به کاربرد هوش مصنوعی در حقوق، پیگیری اینکه آیا ابزارهایی مانند داور هوش مصنوعی واقعاً میتوانند کیفیت و عدالت تصمیمها را بهبود دهند یا صرفاً شکل جدیدی از اتوماسیون یک سیستم ناقص هستند، برای فعالان حقوقی و تکنولوژی در ایران نیز اهمیت دارد؛ بهویژه در حوزههایی مانند حل اختلافات تجاری و قراردادهای ساختوساز که شباهتهای ساختاری در بسیاری از کشورها دارند.
منبع خبر: The Verge




