یک تحلیل تازه از روندهای جهانی نشان میدهد که بازار هوش مصنوعی در آستانه یک شکاف ساختاری جدید قرار دارد؛ شکافی میان شرکتهایی که زیرساخت و مدلهای پایه را میسازند و بازیگرانی که تمرکز اصلی آنها بر «پولسازی» از این فناوری، از طریق محصولات و خدمات نهایی است.
دو جبهه اصلی: تولیدکنندگان در برابر پولسازها
در یک سوی این بازار، شرکتهای متمرکز بر ساخت تراشههای هوش مصنوعی، مراکز داده و مدلهای پایه قرار میگیرند؛ یعنی همان لایهای که قدرت پردازش، ذخیرهسازی و الگوریتمهای اصلی را تأمین میکند. این گروه معمولا سرمایهبرتر است و برای مقیاسپذیری به سرمایهگذاریهای عظیم در سختافزار، شبکه و تحقیق و توسعه نیاز دارد.
در سوی دیگر، شرکتهایی قرار دارند که تلاش میکنند از این زیرساخت آماده، سرویس و محصول قابل استفاده برای کاربر نهایی بسازند؛ از ابزارهای نرمافزاری و پلتفرمهای کسبوکاری گرفته تا اپلیکیشنهای مصرفی و راهکارهای اختصاصی برای صنایع مختلف. این دسته بیشتر روی طراحی تجربه کاربری، مدل کسبوکار و ادغام هوش مصنوعی در فرآیندهای واقعی تمرکز دارند.
چرا این شکاف برای صنعت مهم است؟
به باور تحلیلگران، در سالهای پیش رو ممکن است شاهد شکلگیری اتحادها، رقابتها و حتی تنشهای تازه میان این دو جبهه باشیم؛ از یک سو سازندگان زیرساخت تلاش میکنند سهم بیشتری از زنجیره ارزش را در اختیار بگیرند و از سوی دیگر، پولسازها میکوشند وابستگی خود به تعداد محدودی تأمینکننده را کاهش دهند. نتیجه این روند میتواند روی قیمتگذاری خدمات ابری، قدرت چانهزنی استارتاپها و حتی سرعت نوآوری در حوزه هوش مصنوعی اثر بگذارد.
برای کسبوکارها و توسعهدهندگانی در کشورهایی مانند ایران، شناخت این الگوی تازه اهمیت دارد؛ زیرا انتخاب میان تکیه بر خدمات آماده خارجی، استفاده از مدلهای متنباز یا تلاش برای ساخت زیرساخت داخلی، همگی به این بستگی دارد که در کدام بخش از این زنجیره میخواهند نقشآفرینی کنند و ریسکها و هزینهها را چگونه میسنجند.
در مجموع، تحلیل منتشرشده تأکید میکند که سالهای پیش رو احتمالا دورهای است که در آن ساختار قدرت در اکوسیستم هوش مصنوعی شفافتر میشود و خطوط بین «سازنده زیرساخت» و «منتفع از کاربرد» بیش از پیش پررنگ خواهد شد.
منبع خبر: CNBC




