یک استارتاپ فعال در حوزه هوش مصنوعی به نام Fable در حال کار روی پروژهای بحثبرانگیز است: بازآفرینی بخشهای از دسترفته فیلم کلاسیک «The Magnificent Ambersons» ساخته اورسن ولز با استفاده از مدلهای مولد هوش مصنوعی. گزارشی تازه جزئیات بیشتری از این تلاش جاهطلبانه و واکنشهای موافق و مخالف آن را منتشر کرده است.
بازآفرینی فیلمی ناقص با کمک هوش مصنوعی
طبق این گزارش، ادوارد سَچی، همبنیانگذار Fable، که از کودکی شیفته سینما و بهویژه آثار اورسن ولز بوده، این پروژه را بیشتر از سر عشق به سینما دنبال میکند تا بهدنبال یک موفقیت تجاری بزرگ. استودیو در گذشته حدود ۴۳ دقیقه از نسخه اولیه فیلم را پس از یک نمایش آزمایشی ناموفق حذف و نگاتیوها را نیز نابود کرده بود؛ از آن زمان این بخشهای گمشده به «جام مقدس سینمای از دسترفته» شهرت پیدا کردهاند.
Fable برای این بازسازی از ترکیبی از فیلمبرداری زنده و فناوری هوش مصنوعی استفاده میکند؛ ابتدا صحنهها با بازیگران جدید ضبط میشود و سپس چهره و صدای آنها با نسخههای دیجیتالی بازیگران اصلی جایگزین میشود. این کار بر پایه فیلمنامه، عکسهای تولید و یادداشتهای خود ولز انجام میگیرد و ادامهای پیشرفتهتر از تلاشهای پیشین فیلمسازانی است که سعی کردهاند این نسخه از فیلم را تجسم کنند.
چالشهای فنی و اخلاقی بازآفرینی با هوش مصنوعی
با وجود پیشرفت فناوری، خود تیم Fable نیز اذعان میکند که پروژه با چالشهای جدی روبهرو است؛ از خطاهای واضح تصویری، مانند ایجاد نسخههای چندسر از یک بازیگر، تا مسئله ظریفتر نزدیک شدن به سبک بصری پیچیده و نورپردازیهای خاص آثار ولز. حتی گزارش شده است که مدلهای هوش مصنوعی تمایل دارند چهره زنان را «بیش از حد شاد» نشان دهند و همین موضوع باعث فاصله گرفتن نتیجه از فضای احساسی اصلی فیلم میشود.
در کنار مسائل فنی، بُعد حقوقی و اخلاقی هم مطرح است. سَچی ابتدا بدون هماهنگی با وراث اورسن ولز و استودیو صاحب حقوق فیلم از پروژه سخن گفته بود و بعدتر تلاش کرده رضایت آنها را جلب کند. برخی از نزدیکان خانواده ولز اکنون معتقدند تیم پروژه با احترام زیادی به میراث کارگردان وارد شده است، اما در عین حال منتقدانی هم هستند که این بازسازی را «نسخهای دیگر از حقیقت» میدانند و تأکید میکنند که هرچند ممکن است برای علاقهمندان جالب باشد، اما جای نسخه اصلی را هرگز نمیگیرد.
این بحث، نمونهای از جدال گستردهتر درباره نقش هوش مصنوعی در هنر و میراث فرهنگی است؛ اینکه تا کجا میتوان با استفاده از مدلهای مولد، آثار نیمهتمام یا نابودشده را بازسازی کرد، بدون آنکه مرز بین بازآفرینی، بازتفسیر و تحریف از بین برود. برای فعالان و علاقهمندان ایرانی حوزه فناوری و سینما، این ماجرا هم از نظر فنی (تکنیکهای ترکیب فیلمبرداری زنده و مدلهای زبانی و تصویری) و هم از نظر حقوقی و اخلاقی، نمونه خوبی برای پیگیری روندهای جهانی است. در کنار پیگیری چنین پروژههایی، استفاده از ابزارهای هوش مصنوعی روزمره هم در حال گسترش است و کاربرانی که میخواهند بهصورت حرفهایتر از این فناوریها استفاده کنند، میتوانند با خرید اکانت های هوشمصنوعی به امکانات پیشرفتهتری دسترسی پیدا کنند.
در نهایت، حتی نویسنده گزارش که در ابتدا از این پروژه بسیار عصبانی بود، اکنون نگاه ملایمتری پیدا کرده و آن را بیشتر یک «خیالپردازی هوادارانه» میداند تا تهدیدی برای تاریخ سینما؛ تلاشی برای دیدن رؤیای فیلمی که شاید هرگز بهطور کامل وجود نداشته است.
منبع خبر: TechCrunch




